معماری
خانه / بازگویی کتاب / ریشه و معنی نام آذربایجان و تاریخچه آتروپاتگان

ریشه و معنی نام آذربایجان و تاریخچه آتروپاتگان

در این جستار به پیشینه‌ی نام آذربایجان و معنا و ریشه‌ی این نام خواهیم پرداخت. بایسته است یادآوری کنیم که این سرزمین برپایه‌ی اسناد تاریخی همواره شامل بخش‌های زیرین رود ارس می‌شده و نام سرزمین‌های شمال رود ارس در درازای تاریخ، آلبانیای قفقاز، قفاز، اران و… بوده است.

متنی که در دنباله آن را خواهد خواند سراسر برگرفته شده از کتاب «پان‌ترکسیم، ایران و آذربایجان» به قلم «محمدرضا محسنی حقیقی» است.

ارجاع: محسنی، محمدرضا ۱۳۸۹: «پان‌ترکیسم، ایران و آذربایجان»، چاپ دوم، انتشارات سمرقند، ص ۱۲۴-۱۲۹

معنای نام آذربایجان و جایگاه اران
معنای نام آذربایجان و جایگاه اران

نام آذربایجان در منابع تاریخی

نام آذربایجان که امروز بر بخشی از سرزمین ایران گذاشته می‌شود، پیش از این به گونه‌ای دیگر بوده است و امروز آذربایجان خوانده می‌شود. اکنون به ریشه‌یابی و پیشینه‌ی این نام خواهیم پرداخت. شکل‌های گوناگون این نام در منابع مختلف چنین آمده :

  1. آتورپاتکان در پارتی.
  2. آتورپاتَکان و آتُرپتکان در زبان پارسی میانه.
  3. آذربادگان یا آذرآبادگان در نوشته‌های فارسی: بیامد سوی آذرآبادگان – خود و نام‌داران و آزادگان / همی تاز تا آذرآبادگان – به جای بزرگان و آزادگان (فردوسی)
  4. آتروپاتنه در یونانی.
  5. آدربایگان و آداربیگانا در بیزانسی.
  6. آذربایاقان و آذرباداقان و آترپاتشان در ارمنی.
  7. آذربایغان در سریانی.
  8. آدُربیگان در آسوری.
  9. آذربیجان و آذربایجان در عربی.
  10. آذربایگان در نوشته‌های پس از اسلام. برای نمونه در سیاست‌نامه و حکایت «ملک عادل» می‌خوانیم: «مگر سپاه‌سالاری بود نوشیروان عادل را، و او والی آذربایگان بود. در همه‌ی مملکت او هیچ امیری و سپه‌سالاری از او توان‌گرتر و با نعمت‌تر نبود.»
  11. شکل‌هایی دیگری از این واژه هم‌چون «آتروپاتس» در آثار استرابون ، آریان و پلوتارک، «آتراپس» در اثر دیودوروس «آکروپاتن» در اثر آمیانوس و «آتروپاتیا» در اثر استفن بیزانسی دیده می‌شود که اینها سراسر از یک ریشه هستند و بر پایه‌ی لغزش‌های نگارندگان به‌وجود آمده‌اند.

معنی آذربایجان چیست

«آذر» در زبان‌های ایرانی و پارسی (پهلوی) و فارسی نو به معنی «آتش» است. {همان‌گونه که در بازگویی‌های زیر از اشعار شعرای ایرانی می‌بینیم در معنای آتش}

  • بفرمود تا آذر افروختند – برو عود و عنبر همی سوختند . (فردوسی)
  • دورم از تو تا به روزی چشم و دل – در میان آب و آذر مانده‌ام . (سنایی)
  • چون خلیل ار درمیان آتش افتادم چه باک – کاتش نمرود ما را با بت آذر خوشست. (خواجو)
  • مردم دیده را سپند کنیم – پیش روی بر آذر اندازیم. (خاقانی)
  • باز مخمورم، کجا شد ساقی؟ آن ساغر کجاست – تشنگان عشق را آن آب چون آذر کجاست؟ . (اوحدی)
  • جوانی سر از رأی مادر بتافت – دل دردمندش به آذر بتافت. (سعدی)
  • ما از آن سوختگانیم که از لذت سوز – آب حیوان بهلند و پی آذر گیرند. (مولوی)
  • سوختن بگداختن چون شمع و بزم افروختن – تن بیاد روی جانان اندر آذر داشتن. (پروین)
  • به پشت بادپائی بر نشاندش – ز آب دیده در آذر نشاندش. (عبید)
  • وزو زند و کشتی بیاموختند – ببستند و آذر برافروختند. (دقیقی)
  • بر او یک جرعه می هم رنگ آذر – گرامی‌تر ز خون صد برادر. (نظامی)
  • بمیرم تا تو چشم تر نبینی – شراره آه ِ پُر آذر نبینی. (باباطاهر)

آذربایجان در منابع اسلامی

{همان‌گونه که در بالا دیدیم آذر به معنای آتش است و نام آذربایجان نیز ارتباط دارد به آتش و جایگاه آتش. در ادامه می‌بینیم که برخی از تاریخ‌نگاران پس از اسلام نیز همین باور را دارند}

طبری: شماری این نام را هم‌پیوند با آتشکده در این سرزمین می‌دانند. در تاریخ نامه‌ی طبری می‌خوانیم: «آتش خانه‌های عجم آن‌جا بودی و عجم آتش را آذر خوانند، به زبان پهلوی. از بهر آذربایگان خوانند که در اصل آتش‌های عجم آن‌جا داشتندی و پرستیدندی.»

یاقوت: «آذر در پهلوی آتش و بایگان به معنی نگهبان است. چون در آن‌جا آتشکده بسیار بوده، چنین نامیده شده است. »

در واقع احترام فراوان این آخشیج، یعنی آتش، در هیچ جا به اندازه‌ی آذربایجان باستانی‌تر و پا برجای‌تر نبود، به این سرزمین نام آذربایجان داده است.

هم‌چنین شمار فراوان کول (خاکستر) تپه‌های فراوان در این سرزمین می‌تواند وجود آتشکده‌های فراوان را در این سامان گواهی دهد. بهرام فروشی در مقاله‌ی خود با عنوان «کول تپه» آذربایجان غربی را مرکز آتشکده‌ها و آیین‌های زرتشتی می‌داند و می‌افزاید که این گل تپه‌ها یا کول تپه‌ها در کردستان نیز فراوان یافت می‌شود.

ولی در واقع نام‌گذاری آذربایجان نمی‌تواند پیوند سرراست با آتش، آتشکده و آذر (به این شکل) داشته باشد، آن‌چنان‌که یاقوت حموی و شماری دیگر انگاشته‌اند.

تاریخچه آذربایجان آتروپاتگان و آتروپات
تاریخچه آذربایجان آتروپاتگان و آتروپات

ریشه تاریخی نام آذربایجان و خاندان ایرانی آتروپات

نام آتورپاتکان از زمان فرمان‌روایی سلسله‌ی آتورپاتکان بر این بخش از ماد که کمابیش مطابق با ماد کوچک است گذاشته شده و با شخصی به نام «آتروپات» یا «آتورپات» پهلوی یا «آذرباد» پارسی پیوند سرراست دارد.

استرابو جغرافی نگار پُرآوازه‌ی یونانی که در زمان اشکانیان می‌زیسته و در زمان زندگی او (۶۳ پ.م. تا ۱۹ م.) فرمان‌روایی آتروپات هنوز بر این سرزمین فرمان می‌رانده درباره‌ی آذربایجان چنین می‌گوید:

“ماد دو بخش است، بخشی از آن را ماد بزرگ نامند و پایگاه آن همدان، شهر بزرگی است. کاخ شاهی کشور ماد در همان‌جاست… بخش دیگر ماد را «آتروپتنه» خوانند. نام این بخش به نام ساتراپ (خشروپاون) آتروپاتس باز خوانده شده است.

اوست که نگذاشت این سرزمین بخشی از ماد بزرگ شود، به زیر فرمان‌روایی شهریاری مقدونی درآید، این چنین او خود را پادشاه خواند، آن‌جا جداگانه کشوری خودکام گردید. هنوز هم جانشینان او از همان خاندان هستند.”

آریان (سده‌ی دوم میلادی) از آلبانیای قفقاز و آذربایجان جداگانه نام می‌برد و آذربایجان را ماد آتروپاتن می‌نامد.

آتروپات یک اطلاح و نام رایج در ایران باستان

باید گوشزد نمود که نام آتروپات، یک نام رایج در ایران باستان بوده و گستره‌ی به‌کارگیری آن، نه تنها آذربایجان که سراسر ایران را دربر می‌گرفته است. این نام در اصل به معنی نگهبان آتش است و یک بار در فروردین یشت پاره‌ی ۱۰۲ در میان پارسایان و پاکان آمده است.

در زمان اسکندر، در اسناد پارتی سده‌ی یکم پ.م. که از شهر نسا به‌دست آمده، در زمان شاپور دوم ساسانی و در مهرها و نوشته‌های ادبی پهلوی نیز به نام آتروپات برای اشخاص برمی‌خوریم. این نام پس از اسلام به آذرباد یا آذربد دگرگون شده است و همان معنی آذرپناه را می‌دهد.

برای نمونه آذربادمهرسپندان/ آتورپات مارسپندان، موبد موبدان است که گویند خُرده اوستا را گردآوردی کرده و اندرزنامه‌ی پهلوی از او بَرجای مانده است.همو است که از آزمون آتش (ریختن فلز داغ بر سینه)، سرافزار بیرون آمد. در نامه‌های پس از اسلام نیز به این نام برمی‌خوریم.

ابن قفیه به نقل از ابن مقفع می‌نویسد: «آذربایجان به نام آذرباد بن ایران بن اسود بن سام بن نوح نامیده شده است و گویند آذربابن بیوراسب.»

نام آذرباد و آذربایجان

نوشته‌های مقدسی، یاقوت، اعتمادالسلطنه نیز در پی‌روی از ابن مقفع می‌باشد و نویسنده‌ی عجایب المخلوقات در سده‌ی ششم هجری، در برابر نام آذربادبن- ایران، عنوان ملک نیز افزوده است.

حمد الله مستوفی نیز نام آذربایجان را با آتورپان (آذرباد) نامی، پیوند می‌دهد: «مردی آذرباد نام، هم به عهد او [شاپور] به آذربایجان ادعای پیغمبری کرد، اهل ولایت متابع او شدند. گویند آذربایجان را بدو باز می خوانند. شاپور او را بگرفت و بعضی فلز بر سینه‌ی او گداخت و ضرر بدو نرسید.»

دهخدا نیز این نام را هم‌پیوند با آتورپات یا آذربد می‌داند: «در صورتی که کلمه‌ی آتروپات و آذربد و اسامی مانند این دو در زبان پارسی قدیم است. در کل نام آذربایجان از همان شخص آتروپاتکان برگرفته شده و خود نام نیز معنای نگهبان آتش یا کسی که در پناه ایزد آتش است دارد.»

ریشه نام آذربایجان
ریشه نام آذربایجان

آذربایجان یا آزربایجان

این بخش در کتاب ذکر نشده و به مقاله افزوده شده است: هم‌چنین باید گوش‌زد کرد در همگی منابع و اسناد برجامانده فارسی و عربی شیوه‌ی نوشتاری این نام با حرف «ذ» بوده است و در هیچ منبع معتبری نام آذربایجان با حرف «ز» نگاشته نشده است. در واقع بی‌گفتگوست که نام آذربایجان همواره در منابع معتبر تاریخی به شکل « آذربایجان » و با استفاده از حرف « ذ » به نگاشته شده است و برای اثبات آن بد نیست به آثار نوسندگانی مانند ابن اثیر،یاقوت حموی، ابن واضح یعقوبی، مسعودی، طبری، الفخری نگاهی انداخته شود!

یا حتی می‌توان به آرشیو دولتی نخست وزیری جمهوری ترکیه بخش عثمانی نگاه انداخت و به جعلی بودن این شیوه‌ی نوشتاری و البته اهداف پشت آن پی برد.

دسترسی به منابع: محسنی، محمدرضا ۱۳۸۹: «پان‌ترکیسم، ایران و آذربایجان»، چاپ دوم، انتشارات سمرقند، ص ۱۲۴-۱۲۹

درباره ی نگارنده

همچنین ببینید

مردمان ترک

تاریخ و خاستگاه مردمان ترک

در این جستار بررسی خواهیم کرد که نام ترک و مردمان ترک چه تاریخچه و …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هفده − ده =